عز الدين حسينى زنجانى

122

معيار شرك در قرآن (فارسى)

پاسخ : به راستى جاى بسى شگفتى است كه روايت و نقل فيض قدس سره را ، علىرغم احاطه و مهارت بسيار زياد وى به علوم و نيز به ميزان اعتماد و اطمينان به او نزد طايفهء حقّهء شيعه ( اماميه ) نپذيريم ؟ به جاست كه در پاسخ بگوييم : اگر آن‌چه انتقاد كننده در ميان آن تعداد از تأليفات فخر رازى كه در اختيارش بوده نيافته باشد پيدا نكردن ايشان در ميان مصنّفات بسيار زياد فخر رازى دليل بر نبودن آن نمىباشد و بسيار بعيد است كه انتقاد كننده موفّق شود تمام كتاب‌هاى فخر رازى در موضوع تفسير و ساير كتب وى در موضوعات گوناگون را به ويژه در اين مدّت و زمان محدود كه در پيش رو داشته به دقّت بررسى كرده باشد . امّا سخن ايشان : « ثُمّ هَل هذا إِلّا تَكْفير . . . » . در نهايت ضعف و غير قابل قبول است ، زيرا اگر گفته شود لازمهء مذهبى اين است و گروهى به آن معتقدند ، نتيجه و معناى سخن اين نيست كه آن گروه كافرند ، وقتى به كفر آنان ملتزم مىشويم كه به لازمه اعتقاد خود عمل نمايند به كتاب عروة الوثقى نگاه كنيد كه سيّد كاظم يزدى قدس سره در بحث نجاسات چه خوب مىفرمايد و عين عبارات ايشان است : امّا طايفه‌اى كه قائل به جسم بودن خدا هستند ( مجَسِّمه ) و آنان كه قائل به جبر مىباشند ( مجبِّره ) و كسانى از گروه صوفيّه كه معتقد به وحدت وجود هستند اگر به احكام شرعى اسلام ملتزم باشند و عمل نمايند ، رأى قوى بر اين است كه آنها نجس نمىباشند ، مگر يقين پيدا كنيم كه به احكام باطل و فاسد خودشان ملتزم هستند و عمل مىكنند . لازمهء اعتقادات اشاعره را بيان كرديم و معناى اين حرف اين نيست كه